بي اشتهايي و پرخوري عصبي در کودکان
متأسفانه در اغلب کشورهاي در حال توسعه، عده زيادي از کودکان سنين مدرسه از نظر تغذيه در معرض خطر قرار دارند. بر اساس چند مطالعه تحقيقاتي، ارتباط ميان شاخصهاي تغذيهاي و شاخصهاي مدرسهاي مثل سطح نمرات، سن ورود به مدرسه، حضور ذهن، پيشرفت تحصيلي، بهره هوشي و مهارتهاي علمي و فکري شامل تمرکز درکلاس درس به اثبات رسيده است.
بر اساس نتايج حاصل از اين تحقيقات، در شرايط کنترل شدهاي از نظر کيفيت مدرسه و توانايي معلم، قدرت فکري و کار عملي دانشآموزاني که تغذيه خوبي داشتند به طور چشمگيري بالاتر از دانش آموزاني با وضعيت تغذيهاي نامناسب بوده و ارتباط مهم و مثبتي بين وضعيت تغذيه، توانايي ذهني و پيشرفت تحصيلي وجود داشته است.
با وجود تأکيد بسيار بر لزوم صرف صبحانه، متأسفانه خيلي از کودکان، ارزش کافي براي اين امر قائل نميشوند و بسياري از آنان بدون صرف صبحانه به مدرسه ميروند. گاهي اوقات ممکن است خانواده پولي هم به فرزند بدهد. آن وقت او به جاي خريد مواد غذايي پرارزش مواد غذايي مانند چيپس، پفک و شکلات ميخرد.
رواني واجتماعي
دانشآموزي که صبحانه نخورده، کسل است و قند خونش پايين ميآيد. به دنبال آن، انرژي وي براي يادگيري و حل مسايل رياضي کم ميشود. در ضمن در اواخر ساعت مدرسه، حوصله نشستن در کلاس و گوش دادن به درسها را ندارد. بنابراين بايد دانشآموزان را به خوردن صبحانه تشويق کرد. فرقي نميکند که دانشآموزان براي صبحانه چه چيزي بخورند نان، پنير، چاي و... .
با دادن آگاهي و آموزش سرمايه گذاري بلند مدتي انجام ميگيرد و آثار مثبت آن در نسلهاي بعدي خودنمايي ميکند.
براي بهبود تغذيه در زماني که قيمت مواد غذايي روز به روز تغيير ميکند، نياز به آگاهي بيشتر ميشود. اين آگاهيها در کتابهاي مختلف منعکس شده است. مثلاً از جايگزينها نام بردهاند. به اين معنا اگر نميتوانيد به کودک خود جگر گوسفند بدهيد، ميتوانيد از برگ چغندر استفاده کنيد. اگر به گوشت دسترسي نداريد از غلات و حبوبات توأم استفاده کنيد.
مشکلات تغذيهاي دانش آموزان
انحراف از تغذيه متعادل و کافي موضع تغذيهاي دانشآموزان را مختل ميکند و به تدريج به بروز بيماريهاي تغذيهاي منجر ميشود. بي اشتهايي و پرخوري عصبي دو مشکل عمده در اين زمينهاند.
بي اشتهايي عصبي حاصل زندگي در خانوادههاي پرتنش سوء تغذيه عمومي همراه با کاهش چشمگير وزن، واضحترين تظاهرات باليني بيماري بياشتهايي عصبي است. ميزان شيوع بياشتهايي عصبي اندکي کمتر از يک درصد در بين دختران جوان کمتر از نيم درصد در بين مردان ميباشد.
عقيده بر اين است که بياشتهايي عصبي در بين مبتلايان، وسيلهاي براي محافظت از خويش است. يعني يک دختر جوان آسيبپذير که از دورنماي رشد کردن، جدا شدن از خانواده و مستقل شدن هراس ندارد، آن را به کار ميگيرد. اين تعارض در نتيجه تنشهاي درون خانواده، به ويژه اختلافهاي بين والدين تشديد ميشود و ممکن است همين تنشها به وجود آورنده چنين تعارضهايي باشد.
به نظر ميرسد که چنين انديشهاي مقبول است و بايستي آن را پذيرفت، زيرا اساساً اين بيماري در دختران جوان، بلافاصله پس از بلوغ رواج بيشتري دارد.
خصوصيات رفتاري مشخصه بيمار مبتلا به پرخوري عصبي، دورههاي تفنني غذا خوردن و پرخوري خارج از کنترل او است. بيمار به علت اينکه توانايي مقابله با ميل به پرخوري را ندارد؛ اغلب با دلتنگي، تحريک پذيري، اختلال در تمرکز حواس و حتي افکار مربوط به خودکشي مواجه است و به منظور تخفيف آثار چاق کننده غذاي خورده شده به انجام
اعمالي از قبيل تحريک خود به بالا آوردن مبادرت مي کند.
درمان بيماران اغلب مشکل است و نتايج آن قابل پيش بيني نيست. بستري کردن در بيمارستان به ندرت نياز ميشود، زيرا اثر سودمند آن روي رفتار پرخوري کوتاه مدت است. با وجود اين شايد لازم شود بيماري را که شديداً افسرده بوده يا به علت استفراغ دچار عوارض جسمي خطرناک شده است، بستري کنند.
رژيم تنظيم شده و سازمان يافته مؤثرترين وسيله کمک به بيماران براي دريافت مرتب وعده هاي غذايي و پرهيز از دورههاي پرخوري است.
يادآوري اين نکته لازم است که پيشگيري و مراقبت از نوجوانان و جوانان مبتلا به بياشتهايي عصبي و پرخوري، هر چند نياز به کارگروهي با افراد مختلف پرستار، مددکار اجتماعي، روانشناس، پزشک و امکانات آزمايشگاهي دارد، ولي بيشتر کارشناسان بهداشت مدارس به خصوص مراقبان بهداشت مدارس هستند که با گفتگوهاي مکرر و تحقيق از مشکلات رواني - رفتاري خانواده گرههاي ايجاد کننده عارضه را مييابند و با فراهم کردن زمينههاي رفتاري مناسب، تقويت اعتماد به نفس و کمک به بيمار براي حل مشکل، ميتوانند گامي مؤثر در جهت بهبودي بردارند.
منابع:
1 - تغذيه کودک- دکتر علي حصاريانه
2 - عامل تغذيه در شخصيت کودکان و نوجوانان- دکتر علي حجازي
3 - نقش والدين در تغذيه فرزندان- منصوره اکبري
- متخصصین بیماری های اعصاب و روان به اهمیت آموزش بیمار از سوی درمانگر،در مقابله با پُرخوری عصبی یا بولیمیا (bulimia) معتقدند. آموزش ها می توانند شامل موارد زیر باشند
باید به بیمار درباره وزن مطلوب برای سن و قد او ، اطلاعاتی ارائه كرد. باید به او اطمینان داد كه نگران وزن دقیق مطلوب نباشد و از انتخاب رژیم غذایی بیش از حد متوسط، پرهیز كند.
* پیامدهای جسمی پرخوری عصبی، استفراغ عمدی و ملینها:
همه بیماران باید درباره عوارض جسمی پُراشتهایی عصبی مطلع باشند. به طور مثال باید درباره اختلال مواد معدنی و الكترولیت ناشی از استفراغ و استفاده از ملین یا مسهلها، بزرگ شدن غده ترشح كننده بزاق، فرسایش مینای سطح داخلی دندانهای پیشین و بی نظمی در عادت ماهیانه، اطلاعاتی داشته باشند. البته از میان این ها اختلالات الكترولیتی از نظر طبی جدی و خطرناكاند.
* مفید نبودن استفراغ عمدی و مصرف مسهلها برای كنترل وزن
جوانان و نوجوانان مبتلا به اختلال رفتار پُرخوری حریصانه، باید بدانند كه با مصرف مقدار زیاد غذا، مقدار زیادی انرژی وارد بدن می شود و استفراغ عمدی، همه موادی را كه خورده شده، دفع نمی كند و استفاده از مسهلها، اثر بسیار كمی در دفع انرژی دارند و اثر آنها در كاهش وزن بدن مانند داروهای مدر، كوتاه مدت است.
برخی از بیماران تمایلی به خوردن غذای اصلی یا غذای سبك در وعدههای منظم ندارند، چون فكر می كنند افزایش وزن پیدا می كنند. باید اطمینان داد كه معمولاً برعكس این موضوع اتفاق می افتد، چون پیروی از این الگوی غذایی از افراط در پُرخوری عصبی و حریصانه می کاهد و به این ترتیب، مقدار كالری كه وارد بدن می شود، كم خواهد شد.:
* آثار ناگوار رژیم غذایی
سه نوع برنامه غذایی وجود دارد:
- پرهیز از خوردن در فواصلی از روز
- پرهیز از خوردن انواع خاصی از غذاها
- محدود كردن مقدار كلی غذایی كه خورده می شود
بیشتر بیماران مبتلا به پُرخوری عصبی، از هر سه نوع برنامه غذایی پیروی می كنند و اغلب به طرز افراطی، این کار، بیش خواری را بیشتر می كند. هدف این است كه بیمار به این نتیجه برسد كه باید رژیم غذایی را كنار بگذارد و این نكته باید در سراسر دوره درمان ادامه یابد.
چه باید كرد؟
* تجویز یك الگوی منظم غذایی
بیمار باید غذای خود را به سه یا چهار وعده تعیین شده، به علاوه یك یا دو وعده از غذای سبك كه از پیش مشخص شده است، محدود كند.
نباید بیش از سه ساعت، بین وعدههای غذایی فاصله باشد و بیمار باید همیشه زمان وعده بعدی را بداند.
در فاصله این وعدههای غذایی، باید كوشش کند تا از خوردن هر ماده غذایی پرهیز کند. خوردن غذا در سه وعده باعث می شود كه از انجام دادن تلاشهای غیر واقع بینانه برای به تعویق انداختن خوردن، جلوگیری شود و به این ترتیب یكی از انواع فعالیتهای رژیمی حذف شود.
البته این الگوی غذایی باید متناسب با مسئولیتهای روزانه بیمار تنظیم شود و معمولاً لازم است كه در تعطیلات آخر هفته، تغییراتی در این الگوی صرف غذا داده شود.
برخی از بیماران تمایلی به خوردن غذای اصلی یا غذای سبك در وعدههای منظم ندارند، چون فكر می كنند افزایش وزن پیدا می كنند. باید اطمینان داد كه معمولاً برعكس این موضوع اتفاق می افتد، چون پیروی از این الگوی غذایی از افراط در پُرخوری عصبی و حریصانه می کاهد و به این ترتیب، مقدار كالری كه وارد بدن می شود، كم خواهد شد.
زنجاني